من اعتراف میکنم به قتل، حمل اسلحه به ارتباط اجنبی، به سازش و مسامحه
من اعتراف میکنم به انقلاب مخملی به کودتای موسوی علیه بیت رهبری
من اعتراف میکنم که خاتمی منافق است و شیخ هم طبیعتا خرابکار و فاسق است
و اعتراف میکنم به صاف بودن زمین به روز بودن شب و یسار بودن یمین
من اعتراف میکنم که جاننثار رهبرم که قتل این همه جوان نبوده کار رهبرم
من اعتراف میکنم که شب سفید بود و من اگر سیاه دیدمش خطای دید بود و من
من اعتراف میکنم که اشتباه کردهام و عمر خویش بیجهت چنین تباه کردهام
من اعتراف میکنم نه بطری و نه کابل بود نه سقف بود و پنکه و نه پیچش طناب بود
من اعتراف میکنم که قرصها توهم است و فرد خائنی چو من ، نه لایق ترحم است
من اعتراف میکنم فقط کمی امان بده به دوستان گشنهام فقط یه لقمه نان بده
من اعتراف میکنم ، تو رو خدا فقط بزن چکار کرده مادرم ؟ چکار کرده پیرزن ؟
من اعتراف میکنم فقط نگو به دخترم در این یکی دوماه ، من چه آمدست بر سرم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر